غزل جوووونیغزل جوووونی، تا این لحظه: 6 سال و 9 ماه و 9 روز سن داره

(◕‿◕) غزل جون دردونه مامانی و بابایی (◕‿◕)

شیرین کاری های فسقلی در ماه یازدهم...

سلااااامی به گرمی این روزهای خرداد ماه که حسابی مارو کلافه کرده امروز که این مطلبو برای دخترم به یادگار مینویسم 7 خرداد ماهه و فسقل من 11 ماه و 3 روزشه... الان ساعت 8 غروبه و این وروجک بعد از کلی شیطنت بالاخره خسته شد و خوابش برد و من موندم و لیست طــــــــــــــــــــولاااااااااانــــــــــــــی از کارهای عقب مونده ولی به فکرم رسید بیام و برای این شیطون از کارهای این روزهاش بنویسم... از شیطنت هاش بگم که همچنان در حال کندوکاو  تو وسایل خونه هست جدیدا هم سر کشوی لباس ها میره و کشو رو میکشه بیرون همه جای خونه ردِ دستهای کوچیکش پیدا میشه رو شیشه تلویزیون و میزش.. روشیشه ویترین.. رو ماشین ل...
7 خرداد 1393

گردش یک روز شیرین...

گردش یک روز شیرین... دیروز 23 اردیبهشت روز پدر بود و به همین مناسبت همسری مهربون مارو برد گردش تو طبیعت... این هم چند تا عکس یادگاری از یه روز خیلی خوب و شیرین... از همسری عزیزم بابت همه خوبی هاش و مهربونی هاش تشکر میکنم و عاشقانه دوستش دارم ...
24 ارديبهشت 1393
1432 16 34 ادامه مطلب

جونه زدن 2 تا مروارید خوشکل...وشیطنت های فسقل خانم...

سلام به همه دوست های وب لاگی ام ممنونم که جویای حال غزلکم بودید. خدا روشکر حالش خیلی بهتر شده و دو تا از دندون های مرواریدیش جونه زده و قابل رویت شده  این هم عکس های اولین دندون فسقل خانم....           و اما از اندر احوالات این شیطون بلا بگم که خیلی خیلی شیطون تر تر شده خیلی از رفتار هاش کاملا اختیاری و آگاهانه شده ... مثلا اگه از کاری منعش کنیم و جلوشو بگیریم  یه جیغی میکشه دیدنی دستهاشو محکم مشت میکنه و لثه های بی دندونشو بهم فشار میده و حرص میخوره... اگه من یا باباشو تو لباس بیرونی ببینه بیقرار میشه که بغلش کنیم و ببریمش بیرون... ...
13 ارديبهشت 1393
1