(◕‿◕) غزل جون دردونه مامانی و بابایی (◕‿◕)
تاريخ : يکشنبه 24 خرداد 1394 | 8:43 | نویسنده : مامانی غزل جون
به نام خدا...

رَبِّ هَبْ لِی مِنَ الصَّالِحِینَ

پروردگارا! به من از صالحان ( فرزندان صالح) ببخش    (صافات/100)

رَبِّ هَبْ لِی مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّیةً طَیبَةً إِنَّكَ سَمِیعُالدُّعَاءِ

خداوندا! از طرف خود، فرزند پاکیزه‌ای به من عطا فرما، که تو دعا را می‌شنوی!
(آل عمران/38)
هنگامی که درهای بهشت در سحر گاه یک روز تابستانی
باز شده بودند
و انوار الهی از آنجا بیرون می تابیدند

فرشته ای یک تکه از نور آسمانی را به ما بخشید
واینجا محلی برای ثبت قشنگترین لحظات زندگی اوست

تا در بزرگی یاد آور خاطرات شیرین کودکی اش باشد



کودکانه هایت برایت ماندنی باد عزیزم
از طرف مامانی و بابایی

متن زیبا ساز محشر- عاشقانه ترین و زیباترین متن ها را به وبلاگ و یا ایمیل های خود اضافه کنیدمتن زیبا ساز محشر- عاشقانه ترین و زیباترین متن ها را به وبلاگ و یا ایمیل های خود اضافه کنیدمتن زیبا ساز محشر- عاشقانه ترین و زیباترین متن ها را به وبلاگ و یا ایمیل های خود اضافه کنیدمتن زیبا ساز محشر- عاشقانه ترین و زیباترین متن ها را به وبلاگ و یا ایمیل های خود اضافه کنیدمتن زیبا ساز محشر- عاشقانه ترین و زیباترین متن ها را به وبلاگ و یا ایمیل های خود اضافه کنیدمتن زیبا ساز محشر- عاشقانه ترین و زیباترین متن ها را به وبلاگ و یا ایمیل های خود اضافه کنید

 متن زیبا ساز محشر- عاشقانه ترین و زیباترین متن ها را به وبلاگ و یا ایمیل های خود اضافه کنیدمتن زیبا ساز محشر- عاشقانه ترین و زیباترین متن ها را به وبلاگ و یا ایمیل های خود اضافه کنیدمتن زیبا ساز محشر- عاشقانه ترین و زیباترین متن ها را به وبلاگ و یا ایمیل های خود اضافه کنیدمتن زیبا ساز محشر- عاشقانه ترین و زیباترین متن ها را به وبلاگ و یا ایمیل های خود اضافه کنید





[موضوع : ]
تاريخ : جمعه 18 فروردين 1396 | 15:46 | نویسنده : مامانی غزل جون

به نام خدای مهربونم

سلاام سلاام صد تا سلاااام

ما اومدیم با پست جدید تو سال جدید

امسال نوروز برای ما به دلایلی متفاوت از سالهای قبل بوده

حکمت اتفاقاتی که امسال نوروز برامون افتاده رو فقط خودِ خدا میداند و بس

خیر و شرش رو سپردیم به همون اوسا کریم

دلمون به کَرَم وبزرگیش قرصه قرصه

و اما از فسقل خانومم بگم که امروز 3 سال و 9 ماه و 14 روزشه

حساااابی برا خودش خانمی شده 

و هزااار ماشالله هر چی نشون از یه دختر با ناز و ادا وجود داره این فسقل خانم ما ازش بی نصیب نمونده

یهههه لوووسی برا پدرشه که بیا وببینخندونکچشمک

از وابستگی هاش نسبت به من خیلی خیلی کمتر شده و بیشتر سمت بابایی میره

و البته از این نظر بسیییاااار خوشحالمخندونکخندونکچشمک

عید امسال ما فقط روز پنجم و ششم تونستیم بیرون بریم که یه سری به بزرگترها بزنیم و یه دوری اطراف بگردیم و چند تا عکس یادگاری بگیریم

کل عید دیدنی های ما به همین خلاصه شده بود

ولی بازم خداروشکر میکنم و راضی ام به رضایت خودش..

و اما بریم سراغ عکس ها...

غزل جونی و سفره هفتسین سال 1396

و عکسهای بعدی هم از یه جای باصفا با عزیزای دوست داشتنی ام...

روز 6 فروردین 1396...

عاشقانه های پدر و دختری...

عاشقتونم عزیزای دوست داشتنی ام...

 

اینم خانواده سه نفره ما در یک قاب...

 

 

اینم از عکس های نوروزیِ ما..

به امید سالی خوووووب...

خدایا شادی و سلامتی و دلِ خوش رو روزیِ همه قرار بده

انشالله

دعا میکنم امسال سال خیلی خوب و پر برکتی برای همه باشه

آمین

خدایا مثل همیشه تورا سپاس

 





[موضوع : ]
تاريخ : شنبه 28 اسفند 1395 | 14:42 | نویسنده : مامانی غزل جون

به نام خدای خوبم

عکس های آتلیه سال 95

به مناسبت شب یلدا ...

در 3 سال و 6 ماهگی فسقل خانمی ما

 

اینم تم شب یلدایی

با یار غار غزل جون... ضحا خانم گل...

لبتون تا همیشه خندون باشه عزیزانم

خدایا شکرت





[موضوع : ]
تاريخ : جمعه 27 اسفند 1395 | 12:13 | نویسنده : مامانی غزل جون

به نام خدای مهربونم

اینم سری عکس های آذر ماه تا بهمن ماه امسال

یه روز قشنگ پاییزی تو پارک باغزل جونم

عالی بووود خیلی عکس های خوشکل انداختیم

 

 

قرتی خانم خوشتیپم عاشق عینکشه

فدای خنده هات مادر

یه روز فوق العاده عااالی با عزیزانم

یه گردش سه نفره که واقعا بهش احتیاج داشتیم

ممنون از بابایی خوب و مهربون که همیشه و همه جا کنارمون هست

سرگرمی این روزهای ما درست کردن کاردستی های کاغذی خوشکل

اینا هم قلب های کاغذی و قاب عکس برای درب اتاق غزل جونی ام

خوشکل مامان کاردستی درست کردن و مخصوصا چسب بازی کردن و خیلی دوست داره

 

و امممما دو تا عکس هنری از فسقل خانمی

عاشق این عکس هاشم

امروز 27 اسفند ماه  روزهای آخر سال 95

نرم نرمک میرسد بوی بهار

سال 95 با همه خوبی و بدی و خوشی و ناخوشی هاش در حال تموم شدنه

صدای اذان ظهر میاد

خدای به برکت این لحظه ملکوتی اذان

سال جدید پر از اتفاق های خوووب برای همه خانواده ها باشه

شر و بدی و رو از همه ما دور کن

بچه ها زیر سایه خودت نگه دار خدایا

دامن مادرهای منتظر رو سبز کن

انشالله

به برکت این لحظه های قشنگ اذان

خدایا شکرت





[موضوع : ]
تاريخ : يکشنبه 15 اسفند 1395 | 10:48 | نویسنده : مامانی غزل جون

مهمترین اتفاق ماه شهریور شکستن دست غزل بود

خیلی خیلی وحشتناک و درد آور

فقط تو یه لحظه اتفاق افتاد

و خدا دوباره غزل و به من و باباش برگردوند

وقتی فیلم افتادنش تو مغازه رو دیدیم فقط گریه کردیم که خدایا شکرت که دخترمون زنده هست

به طور وحشتناکی از روی میز تو مغازه  کنار یه میخ ایستاده بزرگ  و آجر شکسته تیز افتاد که اگه میخ تو سرش میرفت و تیزی آجر به سرش میخورد....

خدا یا شکرت بابت غزلم

خداروشکر فقط دستش شکست و چیز دیگه ای نشد

امسال برای بار دوم موهای غزل و کوتاه کردم

هزار ماشالله موهاش پر پشته و اذیتش میکرد

بازم بنفشه جون زحمتش و کشید و دخترم مث همیشه خااانم بود و همکاری کرده

در راه آرایشگاه..

 

 

تو آرایشگاه دخترم شاد و خندون

بعد از کوتاهی خوشکل خانم

امسال آذر ماه برف اومد و غافلگیرمون کرد

و دخترم اولین برف بازی رو امسال تجربه کرد خیلی بهش خوش گذشته بود

اینم غزل خانم  و باران خانم... سوغات عمو حسین از مشهد

غزل عاشق این باران خانمه

 

پ

و یار غار دوران کودکی غزلی... ضحا جون

بازی ها و قهر ها و ناسازگاری ها و دلتنگی های این دوتا فسقل واقعا شیرین و دوست داشتنیه

دوستیتون پایدار عزیزان

خوشکل مامان غزلی حسابی ژست گرفتن و یاد گرفته

فدای خنده هات بشم

 

خدایا شکرت

 





[موضوع : ]
تاريخ : شنبه 16 مرداد 1395 | 10:30 | نویسنده : مامانی غزل جون

به نام خدای خوبی ها

دختر که داشته باشی...

باید یه اتاق پر از دخترونه های منگول و جینگول هم داشته باشی واسه دلخوشیش...

یه کمد پر از لباسهای آبی و صورتی و لیمویی براش درست کنی...

یه کشو پر از روسری و شال های رنگی رنگی...

یه کشو پر از گیره موها و کیلیپس و سنجاق سرای جینگول...

یه جعبه پر از ساعت های رنگی بند پارچه ای و بند چرمی...

دستبند های منگول رنگی...

گردنبندهای پروانه ایی آبرنگی...

یه ردیف پر از کفش های رنگی رنگی نگین دار و بی نگین ...

دختر که داشته باشی باید دلتو بزرگ کنی واسه دغدغه های بزرگ و کوچیک زندگیش...

واسه حرف گوش نکردنها و کله شقی هاش...

دختر که داشته باشی باید کلی صبور باشی و رنج بکشی تا لذت حضورش و

خوشبختی و شکفتن شو ببری...

دختر که داشته باشی تنها و بی کس نیستی...

یه وقت هایی میشن خودت...

وقتی کوچولو بودی...

پر از آرزو های دور و دراز...

یه وقت هایی میشن مادرت...

با یه بغل آرامش...

میشن خواهرت...

با کلی هم دلی و فکر های بزرگ...

میشن رفیق ... یاورت...دوستت...

خلاصه اینکه دختر داشتن خیلی خوبه...

خداوند دختر سالم و صالح و عاقل و عاشق و

پسر سالم و صالح و عاقل و عاشق

روزیِ همه بکنه انشالله...

روز همه دختر ها مبارک...

همچنین یه تبریک ویژه به غزل جونم و دوست خوبش ضحا جوون...

انشااله همیشه شااادِ شاااد و خوشبخت باشین عزیزانم...

دوستی تون پایدار...

دوستتون دارم خیلی زیاد...

خدایا شکرت بخاطر همه خوبیهات





[موضوع : ]
تاريخ : جمعه 4 تير 1395 | 20:25 | نویسنده : مامانی غزل جون

به نام  خدای مهربونم

اول از همه چی قبل از شروع خاطره نویسی شکر خدا رو به جا میارم

خدارو سپاس از ته ته ته دلم

که هستم و سه سالگی دخترمو جشن میگیرم

خدایا با تمام وجودم شکرت میکنم

امروز روز میلاد عزیزترینمه و من خیلی خیلی خوشحالم

امروز برام بهترین روز زندگیمه در کنار غزل جونم  و همسر عزیزم شادِ شاد و خوشبختم

دختری ام  خیلی شیرین زبون شده و ما باهاش حسابی کیف میکنیم

امسال تولد دخملی مصادف شده به شبِ 19 ماه مبارک رمضان و ما به احترام این  روزها و شب ها هیچ جشنی نگرفتیم و حتی کیک و شمع هم فوت نکردیم

انشالله همه این چیزها بمونه برای بعد از ماه مبارک 

انشالله یه جشن خووب و حسابی برای دخترم به یادگار میذاریم

عکس هاش  حتما اینجا به نمایش گذاشته میشهچشمکچشمک

فعلا یه عکس از اولین ساعت های ورودش به دنیای ما رو میذارم

دیدن این عکس برام خیلی لذت بخشه و عاشقشم

ده دقیقه بعد از به دنیا اومدنشآرامآرام

همیشه شاد و خندون و سالم باشی عزیزم

مامانی و بابایی عاشقت هستن و تا همیشه دوستت دارن

خدایا تورا سپاس





[موضوع : ]
تاريخ : شنبه 15 خرداد 1395 | 13:17 | نویسنده : مامانی غزل جون

به نام خدای مهربونم

سلام به روی ماه دتری عزیزم

امروز غزلم 2 سال و 11 ماه و 11 روزش شده

غزل مامانی خیلی شیرین زبونی عزیزم

کمتر از یک ماه دیگه به تولدت مونده و عزیزکم حسابی فهمیده و خانم شدی

فداات بشه مامان که عاشقانه دوست دارم

باورم نمیشه روزهای سه سالگیت در حال تموم شدنه

دعای خیر من همیشه و همیشه پشت سرته

سالم و شاد باشی عزیزم

من و بابایی دوستت داریم تا همیشهمحبتمحبتمحبت

چند تا عکس  از این روزهای قشنگ میزارم برات به یادگار

بریم سراغ عکس های عروسی عمه پاییزه

(تاریخ عروسی 15 اردیبهشت )

این جا دخترم موهاشو سشوار کشیده منتطره تا شینیون بشهچشمک

خوووب اینم از مدل موی پاپیونی دخترم که شینیون شده

شب عروسی هم که همش یا مشغول خوردنی یا دویدن

آخرش نتونستم یه عکس درست و حسابی از دتری بگیرم

دخترک قرتی من هرجا میخوای بری و حاضر میشی ژست میگیری میگی مامانی عکس بگیرخندونک

و آآآآمممممااااااا

در تاریخ 25 اردیبهشت ماه با مامانی رفتیم آرایشگاه بنفشه جون و موهاتو کوتاه کردیم

دیگه از موهای پرپشت و بلند خسته و کلافه شده بودی

و حاااللاااااا غزلی با موهای کوتاهعینک

بریم سراغ عکس های دیگه

صندلی که عاشقشی  و همیشه میپوشی یا اگه نپوشیی همش کنارتهخندونک

فدای پاهای خوشکلت بشم محبت

اینم دستهای از حمام برگشته

دستهات و نشونم دادی میگی دست هام چین خوردهخندونک

این عکس تو راه برگشت از پارکه  که از این چراغ های نورانی خوشت اومده بود و زودی ژست گرفتیخندونک

عکس یادگاری با پازل ها و یار غارت آقا خرسی و کیتی خانمخندونک

عکس های تو راه پلهچشمکچشمک

اینا هم عکس های خوشکل خانمم با پانیذ جونی تاریخ 7 خرداد ماه

الهی من به قربون خندهاتون برم

انشالله همیشه مثل این عکس از ته ته دلتون بخندین

ممنونم خدای خوبم

ممنونم

 

 





[موضوع : ]
تاريخ : سه شنبه 7 ارديبهشت 1395 | 11:30 | نویسنده : مامانی غزل جون

به نام خدای مهربونم

این روزهایِ اردیبهشتِ امسال ما مشغول تدارکات برای عروسی عمه فاطمه هستیم

دخملک ما هم خیلی هوای مارو داشت خیلی خوب و صبور بود

وقتی با ما میومد صبوری میکرد و اذیتمون نمیکرد تا ما به خرید و کاهامون برسیم

دوستت دارم عزیزممممممم

این عکس هم برای دیشبه که تازه از حمام اومده بود میگه مامانی عکس بگیرخندونک

اینقد که ازش عکس انداختم دخترم شرطی شدهخندونکخندونک

عااااشگتم وردِ زبون این روزهای دخترمهخنده

این روزها با عاشقانه های دخترم به عرش اعلا میرسم

وقتی با عشق کودکانه اش منو میبوسه  و میگه عاشگتم

 تمام وجودم از عشقش پر میشه و اون لحظه برام شیرین ترین لحظه زندگیمه

منم عاشگتم عزیز دلمممممحبت

 خدایا همه بچه هارو زیر سایه خودت سالم و شاد نگه دار

شکر به درگاهت

 





[موضوع : ]
تاريخ : جمعه 3 ارديبهشت 1395 | 9:39 | نویسنده : مامانی غزل جون

به نام خدای خوبم

ما اومدیم با عکس هایی از دریا و سبزه زار

در اولین روز از اردیبهشتِ زیبا و خوش عطر و بو...

ژست گرفت های خاص قرتی خانمخندونک

این دخمل شیطون بلای ما اصلا یه جا بند نمیشد همش میرفت سمت دریا 

ما هم همش در حال مواظبت که فسقل خانم کار دستمون نده 

برا همین عکس زیادی از دریا ازش ندارم در عوضش همش درحال دویدن و کیف کردن بودیم

اینم چند تا عکس خوشکل از همون روز...

قربون خند های دخترکم بشم من

همیشه شاد باشی عزیزممم

خدایا تورا سپاس

 





[موضوع : ]
تاريخ : دوشنبه 30 فروردين 1395 | 10:11 | نویسنده : مامانی غزل جون

به نام خدای خوبم

سلاام سلاام ما اومدیم با تاخیر بی سابقه در وبلاگ نویسی برای فسقلم

از بهمن ماه تا امروز به وبلاگ سر نزده بودم

عذاب وجدان گرفتم

از امروز دیگه تاخیری در کار نیست به امید خدا دیگه مرتب از خاطرات فسقلم مینویسم

امروز تو این پست فعلا به روایت تصویر خاطراتشو میگم انشالله از روزهای بعد براش مفصل مینویسم

بریم سراغ عکس ها

 

این  عکس مربوط به خونه باغ یکی از آشناهاست که اواخر اسفند ماه اونجا رفتیم

 

این عکس های خوشکل برای شبی که با دوستهای خوبمون رفتیم بیرون و سفره سرای سنتی 

خیلی خوش گذشته بود 

قرتی خانم ما آماده شده بریم دَدَر...خندونکخندونک

 

این عکس برای آخرین ساعات سال 94 هست که مشغول چیدن سفره هفت سین بودم و بازم این قرتی خانم همش ژست میگرفت و میگفت مامانی ازم عکس بگیرخندونکخندونک

اینجا ایام عیده لباس پوشیده آماده رفتن به عید دیدنی

دیده هرکی میاد خونمون میره کنار هفت سین عکس میندازه  فسقلمون فکر کرده چه خبره اینجا

دَم به ساعت میرفت مینشست کنار سفره که عکس بندازین ازمخندونکخندونک

 بازم روزهای بهاری از راه رسیدن و دست به دوربین ما هم زیاد شده

تند تند میریم تو فضای سبز و عکس میگیریم

این قرتی خانم هم ژست گرفتن بلد شدهخندونکخندونک

عاشق این عکس و ژست هاش شدم قربون خنده ها و دندون خرگوشی و چشم هاش برم من

ولی بابای از این عکس ها خوشش نیومده

دیده دارم وبلاگ آپ میکنم سفارش کرده از این عکسها نزارم

ولی من یواشکی گذاشتمشونخندونکچشمکچشمک

و اممما اینم از جدید ترین عکس که دیشب خونه مادر جون از فسقلمون انداختم در حال نماز خوندنخندونک

قربونت برم دختر گلم

من و بابایی تا همیشه دوستت داریم

 

خدایا شکرت





[موضوع : ]
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 10 صفحه بعد